درباره ویدئوی گدایی اشکان خطیبی | سلطنت‌طلبی در ازای بوی کباب

  • کد خبر: ۴۳۸۷۶۸
  • ۲۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۴۲
درباره ویدئوی گدایی اشکان خطیبی | سلطنت‌طلبی در ازای بوی کباب
اشکان خطیبی، بازیگر دیروز و خودفروخته امروز، بار دیگر با انتشار ویدئویی برای پول گدایی کرد

به گزارش شهرآرانیوز؛ اخیرا ویدئوی دیگری از اشکان خطیبی منتشر شده که باز هم فقر این بازیگر سابق را فریاد می‌زند. او در این ویدئو می‌گوید که نمی‌داند سه ماه دیگر توان پرداخت اجاره اش را خواهد داشت یا نه؛ درست مثل ویدئوی قبلی که در آن توضیح می‌داد دیگر ساعتی برای فروختن ندارد.

آنچه رویکرد اخیر خطیبی را به موضوعی درخورتأمل تبدیل می‌کند، قمار نافرجام او و منت گذاشتن‌های حال به هم زنش بر سر مردم ایران است. خطیبی زمانی در ایران، بازیگری شناخته شده و فعال بود که نقش اول «خاتون» را به دست آورد، در «خندوانه» داوری می‌کرد و مدیریت یکی از مهم‌ترین سالن‌های تئاتر پایتخت را نیز در اختیار داشت؛ اما تصمیم گرفت ایران را ترک کند و در مسیر سلطنت طلبی، زندگی اش را ادامه دهد؛ انتخابی که راهش برای هر انسانی باز است و طبعا تبعاتش نیز فقط و فقط دامن خود او را می‌گیرد.

قماربازی شاکی

هم مهاجرت و هم موضع گیری سیاسی حق هر انسانی است. اشکان خطیبی هم قمار بزرگی کرد؛ شاید، چون تصور می‌کرد که آینده‌ای متفاوت در انتظارش خواهد بود. او در محاسباتش دچار اشتباه شد و در حالی که می‌دانست موقعیت تثبیت شده، شبکه ارتباطات، اعتبار شغلی و امکانات زندگی اش در ایران می‌تواند به خطر بیفتد، به سودای بوی کبابی که به مشامش می‌رسید، رفت و پل‌های پشت سرش را هم خراب کرد.

حالا پرسش این است که چرا مردم ایران، صرفا به این دلیل که یک بازیگر معمولی تصمیم گرفته روی شهرت و ثروتش قمار نامعقولی کند، باید از او ممنون باشند و هزینه زندگی اش را تأمین کنند؟ البته که تکدی گری هم یک انتخاب برای هر انسان آزادی در جهان است، اما انعام طلبیدن همراه با منت گذاشتن، سخت به نتیجه می‌رسد. کسی که اعانه می‌خواهد، ناگزیر باید گردنش را کج کند.

بحران تن پروری

انتشار مکرر روایت‌های مربوط به دشواری‌های زندگی اشکان خطیبی که در اوایل کار، توجه افکار عمومی را جلب می‌کرد، حالا به یک روند تکراری و اعصاب خردکن در فضای مجازی تبدیل شده و به نظر نمی‌رسد که بیش از این مؤثر واقع شود.

واقعیت این است که مهاجرت بسیاری از سلبریتی‌ها در دو دهه اخیر نشان داده که پایان فعالیت هنری در ایران الزاما به معنای پایان زندگی نیست. این جماعت اغلب پس از مهاجرت کسب وکاری برای خودشان راه انداخته‌اند و حتی برخی از ایشان سراغ مشاغل دیگری مثل رانندگی رفته‌اند. اشکان خطیبی اما، ظاهرا به تن پروری عادت کرده و انتظار دارد خرج زندگی اش را مردم بدهند.

بازتولید بدویت

بازگشت ادبیات نژادی به گفتار اشکان خطیبی، دیگر برش مضحک این ویدئو را تشکیل می‌دهد. خوب است کسی که ادعای آزادی خواهی و مدرنیسم دارد، بداند که جهان مدرن مدت هاست انسان‌ها را، نه با خون و ژن، بلکه با رفتار، عملکرد، اخلاق و ظرفیت اندیشه شان ارزیابی می‌کند. هیچ ژنی، خواه آریایی باشد و خواه متعلق به هر قوم دیگری، صرفا یک امتیاز ویژه محسوب نمی‌شود.

حاصل این تفکر پوسیده و بدوی، جمله «خودم و خانواده‌ام فدای شاه» است که بعد از عصر قاجار، به ندرت از زبان یک ایرانی شنیده شده؛ عبارتی شنیع و ضدانسانی که ذاتا با کرامت انسانی در تضاد است. طبیعی است که صاحب چنین اندیشه مندرسی، با انبوهی از پریشانی‌های روانی که نمی‌تواند حتی برای یکی دو دقیقه آن‌ها را پنهان کند، خود را برای دریافت حقوق مادام العمر از دنبال کنندگانش در اینستاگرام هم محق بداند و چپ و راست بر سر مردم ایران منت بگذارد. کلمه «شرف» برای دهان فردی با این مختصات شخصیتی، بیش از حد بزرگ است.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.